به گزارش خبرنگار میراث آریا، کاوشهای باستانشناختی محوطه مالمون به سرپرستی علیاکبر وحدتی و با مجوز پژوهشگاه انجام شد که در جریان این کاوشها، سه ترانشه با هدف بررسی ساختارهای معماری و شناسایی شواهد فعالیتهای فلزگری گشایش یافت.
سرپرست هیئت باستان شناسی در این باره گفت: در ترانشه یک به ابعاد ۵×۵ متر، یک محدوده سنگفرش با کارکرد صنعتی شناسایی شد. یک گمانه پیشرو تا عمق حدود ۲۳۰ سانتیمتر نیز نشان داد که محوطه دستکم دارای دو مرحله استقرار بوده است. شواهد مرحله نخست بیشتر بیانگر کارکردی استقراری و عمدتاً مسکونی است، در حالی که در مرحله دوم فعالیتهای صنعتی افزایش یافته و ذوب سنگآهن به یکی از فعالیتهای اصلی محوطه تبدیل شده است.
علیاکبر وحدتی افزود: در این ترانشه حجم قابل توجهی سرباره آهن، قطعات خردشده سنگآهن خام و تعدادی اشیای آهنی کوچک، از جمله میخهای نعل به دست آمد. بررسیهای اولیه نشان میدهد که بخشی از سنگآهن، از جمله نمونههایی از هماتیت و لیمونیت، پیش از ورود به فرآیند ذوب در محل خرد و آمادهسازی میشده است.
او اظهارکرد: ترانشه دو به ابعاد ۴×۵ متر، بقایای یک مجموعه معماری مسکونی را آشکار کرد. دیوارهای سنگی این مجموعه تا ارتفاع حدود ۱۶۰ سانتیمتر سالم باقی ماندهاند و از نمونههای قابل توجه معماری سنگی در منطقه گیلان به شمار میروند. در ارتباط با این معماری، مجموعهای از سفالهای ساده و لعابدار، عمدتاً متعلق به دورههای تیموری، صفوی و قاجار، و همچنین تعدادی اشیای فلزی از جنس آهن و یک قطعه زیور مسی، احتمالاً به شکل سنجاق سر یا قلم سرمهکش، کشف شد.
این باستانشناس افزود: شواهد معماری و یافتههای این ترانشه نشان میدهد که نخستین مرحله استقرار در مالمون احتمالاً ماهیتی عمدتاً مسکونی داشته است. وجود مقدار محدودی سرباره آهن در ارتباط با این مرحله نیز نشان میدهد که ساکنان محوطه با منابع معدنی منطقه آشنا بودهاند.
به گفته او، در ترانشه سه به ابعاد ۳×۲ متر، بقایای یک کوره ذوب آهن شناسایی شد. این کوره متشکل از یک ساختار مستطیلی سنگی است که دیوارههای داخلی آن در اثر شدت حرارت دچار ذوبشدگی و جوشخوردگی شده و خاک پیرامون آن نیز بهشدت تحت تأثیر حرارت قرار گرفته است. حجم قابل توجهی سرباره آهن از انواع مختلف و قطعات فراوان سنگهای معدنی حاوی کانیهای آهن در پیرامون کوره به دست آمد. تنوع سربارهها میتواند بیانگر مراحل یا شرایط متفاوت فرآیند ذوب و بهرهبرداری از کوره باشد و مطالعه آنها میتواند در بازسازی فناوری تولید آهن در محوطه مؤثر باشد.
وحدتی تصریح کرد: پیش از کاوشهای باستانشناختی، بررسیهای ژئوفیزیکی توسط دانشگاه شهید بهشتی، به سرپرستی کوروش محمدخانی، چندین ناهنجاری مغناطیسی بزرگ را در بخشهای مختلف محوطه شناسایی کرده بود که احتمال وجود ساختارهای مرتبط با کورههای ذوب آهن را مطرح میکرد. کاوشهای انجامشده با شناسایی بقایای کوره، سرباره و سایر شواهد فلزگری، وجود فعالیتهای متالورژیکی در محوطه را تأیید کرد.
سرپرست هیئت باستان شناسی افزود: مجموع شواهد نشان میدهد که استقرار در مالمون احتمالاً در اواخر دوره تیموری یا اوایل دوره صفوی آغاز شده و در مراحل اولیه بیشتر ماهیتی مسکونی داشته است. فعالیتهای مرتبط با فلزگری بهتدریج افزایش یافته و بهویژه در اواخر دوره صفوی و دوره قاجار، محوطه به یکی از کانونهای متمرکز فعالیتهای ذوب آهن در منطقه تبدیل شده است.
او گفت: بررسیهای پیشین در پیرامون ماسوله نشان داده است که فعالیتهای مرتبط با استخراج، ذوب و فرآوری آهن در بیش از ۳۰ نقطه از منظر فرهنگی ماسوله پراکنده بوده است. افزایش شمار محوطههای مرتبط با تولید و فرآوری آهن، از وجود شبکهای گسترده از فعالیتهای تولید آهن در منطقه حکایت دارد؛ در حالی که شمار محوطههای کاوششده همچنان محدود است.
این باستانشناس اظهار کرد: اهمیت مالمون در این است که امکان مطالعه همزمان توالی استقرار، معماری، سازمان فضایی فعالیتهای صنعتی، آمادهسازی سنگآهن، کورههای ذوب و بقایای فرآیند تولید آهن را فراهم میکند. ادامه بررسیهای باستانشناختی و مطالعات تخصصی بر روی کورهها، سربارهها، سنگهای معدنی و معادن متروکه آهن میتواند به شناخت دقیقتر فناوری و زنجیره تولید، مقیاس فعالیتهای صنعتی و سازمانیابی این فعالیتها در منطقه کمک کند.
او گفت: نتایج کاوش مالمون نشان میدهد که این محوطه ظرفیت قابل توجهی برای ادامه مطالعات باستانشناختی و بازسازی سازمان فضایی و فرآیندهای فناورانه تولید آهن در منظر فرهنگی ماسوله دارد و میتواند به شناخت یکی از مهمترین ابعاد اقتصادی و صنعتی تاریخ این منطقه کمک کند.
انتهای پیام/

نظر شما